صليبي در سال 1204 آن را تصرف و غارت كرده و بهصورت ويرانهاي درآورده بودند. اين يكي از نخستين كليساهاي قسطنطنيه است كه به عصر يوستينيان (ششم ـ 1) ميرسد؛ يك بناي چهارگوش گنبددار، كه در نوع خود در شهر يگانه است و در نزديكي انتهاي شمالي حصار خشكي در فاصلهٴ كمي از كاخ بِلاخرناس (چهاردهمين پادگان شهر) قرار داشت و چسبيده به دروازهٴ خاريسيوس (ادرنه قاپوسي) بود، كه فاتحان مسلمان در سال 1453 از آن وارد شهر شدند و بنابراين نخستين پرستشگاه مسيحي بود كه به دستشان افتاد. در اواخر سدهٴ پانزدهم به مسجد تبديل شد و جامع قاهريه نام گرفت، كه امروز بدان مشهور است. تا سال 1860 از نظرها پنهان بود تا آنكه در آن هنگام پلوپيداس كوئوپاس، معمار يوناني، آن را كشف كرد و امروز يكي از گنجينههاي مهم استانبول به شمار ميرود؛ هرگز تحسين و حيرت توأم با شوق خود را به هنگام ديدارم از آنجا در ماه مه 1932 فراموش نميكنم، كه درست شش قرن پس از مرگ احياكنندهٴ آن صورت گرفت.
اما برگرديم به او كه مال گزافي را صرف نوسازي كليساي ويرانه و تزيين دو ايوان و بخشهاي جانبي آن كرد (بخش مياني كمتر آسيب ديده بود). ايوانها با يك رشتهٴ 48تايي كاشيكاري زينت يافته، كه شرح زندگي مسيح برحسب انجيلهاي قانوني و غيرقانوني، تصاوير قديسان و غيره است. در ديوارهاي جانبي كليسا 38 نقش ديواري وجود دارد. كاشي كاريها بهويژه چشمگير است. براي ارزيابي نقش آنهادر تاريخ هنر كافي است يادآور شويم كه آنها معاصر جيوتو (1276 ـ 1337) و حتي جواني جيوتو بودهاند. البته يكي از آنها (عروسي در قانا)1 داراي تاريخ بيزانسي 6811 = 1303 ميلادي است. اين عدد با ارقام عربي نوشته شده و قديمترين نمونه از كاربرد آن ارقام در يك بناي تاريخي است كه ميشناسم (ايسيس 22، 224).
اين ثابت ميكند كه تزيين آنجا پيش از سال 1303 آغاز شده و ميدانيم كه در سال 1321 به انجام رسيده است (شكل 12).
كاشيكاري ديگري (در طاقنماي سوم ايوان داخلي) داراي اهميت تاريخي است و تيودورس را در جامهٴ مستوفي اعظم نشان ميدهد كه كليسايش را به مسيح تقديم ميكند. اين سرپوش عجيب را آندرونيكوس دوم براي امتياز او نسبت به ديگران به وي داده بود.
خـريسـوكـوكْـسِـس
گيورگيوس خريسوكوكسس.2 منجم و جغرافيدان بيزانسي كه در حدود 1335 ـ 1346 در طرابوزان برآمد.